بسم الله الرحمن الرحیم
مناجاتی سیدالشهداء و گریز گودال
قبل از سحر صیاد آمد به شکارمبعد از سحر او را صدا کردم "نگارم"
بعد از غروب آفتاب خودپرستیدر کام جانم رفت عشق خوشگوارم


پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

مهدی جان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

سرمایه می خواهم ولی سر را نمیخواهم

وقتیکه ساقی هست ساغر را نمی خواهم

 

تا تو محبت می کنی من خاطرم جمع است

حتی محبت های مادر را نمی خواهم

 



پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

بسم_الله_الرحمن_الرحیم 


مدح مقام عصمت الله علیا مخدره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها



ای مراد از مراتب عرفان

محترم تر ز معنی انسان


عفت النفس و معدن التقوا

عصمت الله و کوثر قرآن




پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

#بسم_الله_الرحمن_الرحیم 


مدح مولی الموحدین قتال العرب غالب کل غالب مطلوب کل طالب همسر عصمت الله الکبری حضرت مولانا امیرالمومنین علی جانم علیهما سلام الله




خاک در درگاهش صد مالک و صد قنبر

اصلا به تراب او ، تو خاک نگو، گو زر


تا نام علی بردم در میکده ی عشاق

در رقص جنون آمد صهبای نشاط آور




پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

#بسم_الله_الرحمن_الرحیم 

#یا_صاحب_الزمان_عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف 


شهادت


تشنه گرسنه مانده ای اصلا مهم نیست


در اعتلای روح ، دیگر، تن مهم نیست



هر چیز میبینی خدا در آن هویداست


با دل ببین ، با چشم سر دیدن مهم نیست



پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم 

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

این شمس نیست پرتویی از روی یار ماست
این خاک نیست جلوه ی کوی نگار ماست

ما اکثرا اسیر امورات خود شدیم
او بیشتر ز ما بخدا بیقرار ماست




پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف


بسم الله الرحمن الرحیم
مرثیه جناب علی اصغر علیه السلام
یا در این دشت بلا باید عذابش بدهمیا که با دست خودم برده و آبش بدهم
طفل شش ماهه ی ما تشنه ی آب است ربابقطره ای آب ندارم چه جوابش بدهم


پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف


جز دو چشم تو تمام چشم ها بی حاصلند

دل ببر. دل می بری ذرات هستی بی دلند
تیر و ناهید و زحل ، مریخ و ماه و مشتریعاطل و باطل نمی گردنند دورت. عاقلند.


پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف


بر تن نموده ام ز بزه کاری ام لباس

دل خالی از امان و تن آکنده از هراس


با اینکه بوده ام همه جا با بدی شناسافتاده ام به پای تو با اشک و التماس


پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف


زبانحال حضرت اولیاء مخدره زینب کبری سلام الله علیها

با امیرالمومنین سلام الله علیه در لحظه های آخر




قصد رفتن کرده ای ، ای نور خوش سیما؟ چرا؟

می روی جانم به قربانت بگو حالا چرا؟
تک یل خیبر شکن افتاده ای از پا چرا؟بر نمی خیزی تو با این هیبتت از جا چرا؟


پایگاه اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی_ نِی جَف

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مجله اینترنتی برمو آموزش دنیای اقتصاد دانلودی شو موسسه حقوقی میزان صدر پارسه Mariahutipciv01 Rumah یازهرای (س) (میمه اصفهان) شب jahansole نون آور